تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
فرعونيان به او دادند. مانند: نسبتِ سحر، قصد برترىجوئى، حكومت بر سرزمين «مصر»، و بيرون راندنِ صاحبان اصلى آن سرزمين، كه در آيات مختلف به آن اشاره شده است.
***
سپس، موسى عليه السلام بعد از دعوت آنها به «اطاعت خداوند»، يا آزاد ساختن «بنىاسرائيل» مىگويد: مأموريتِ ديگر من اين است كه به شما بگويم: «در برابر خداوند تكبر نورزيد، و استكبار نكنيد، و حد خويش را نگه داريد، كه من براى شما دليل روشنى بر گفتههاى خود آوردهام» «وَ أَنْ لاتَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ».
هم معجزات آشكار، و هم دلائل منطقى روشن.
منظور از «عدم علوّ» در برابر خداوند، پرهيز از انجام هر گونه عملى است كه با اصول بندگى سازگار نيست، از مخالفت و نافرمانى گرفته، تا اذيت و آزار فرستادگان پروردگار، و يا ادعاى الوهيت و ربوبيت و مانند آن.
***
و از آنجا كه مستكبرانِ دنياپرست، هر كس را در جهت مخالفِ منافع نامشروع خود ببينند، از هيچگونه تهمت و ناسزا، و حتى قتل و اعدام، فرو گذار نمىكنند، موسى عليه السلام به عنوان پيشگيرى مىافزايد: «من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم، از اين كه مرا متهم يا سنگسار كنيد» «وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ».
اين تعبير، ممكن است اشاره به اين باشد كه، من از تهديدهاى شما باك ندارم، و تا آخرين نفس ايستادهام، و خدا، حافظ و نگاهبان من است، اين گونه تعبيرات، قاطعيت بيشترى به دعوت رهبران الهى مىداده و اراده دشمنان را