تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤
محمّد! تو به ما دستور صله رحم مىدهى، در حالى كه خويشاوندان تو در اين ماجرا نابود شدند، اگر اين عذاب از ما برطرف گردد، ما ايمان خواهيم آورد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در حق آنها دعا كرد، فراوانى و نعمت نصيبشان شد و بلا و عذاب برطرف گرديد، اما از اين ماجرا عبرت نگرفتند و باز به كفر برگشتند. «١»
مطابق اين تفسير، «بطشه كبرى» كه مجازات سخت و سنگين است، به معنىِ ماجراى جنگ «بدر» گرفته شده، كه اين گروهِ مشرك ضرباتِ سنگين و خرد كنندهاى را در جنگ «بدر» از مسلمانان دريافت داشتند!.
اگر اين تفسير را بپذيريم لازمهاش اين است، دخانى در حقيقت وجود نداشته، بلكه آسمان در نظر مردمِ گرسنه و تشنه، تيره و تار جلوه مىكند، بنابراين، ذكر «دخان» در اينجا جنبه مجازى دارد، و اشاره به آن حالتِ سخت و دردناك است.
بعضى گفتهاند: اصولًا در ادبياتِ عرب «دخان» كنايه از شر و بلاى فراگير است. «٢»
بعضى ديگر معتقدند، به هنگامِ خشكسالى و كمىِ باران، گرد و غبارِ تيره و تارى معمولًا صفحه آسمان را مىپوشاند، كه از آن در اينجا تعبير به «دخان» شده است؛ زيرا باران است كه گرد و غبارها را فرو مىنشاند و هوا را صاف مىكند. «٣»
با تمام اين اوصاف، ذكرِ كلمه «دخان» طبق اين تفسير، جنبه مجازى خواهد داشت.
٢- منظور از «دخان مبين»، همان دود غليظى است كه در پايان جهان و در آستانه قيامت، صفحه آسمان را مىپوشاند، و نشانه فرا رسيدن لحظات آخر دنيا،