تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
خلاصه اين كه: به فرض كه مجازاتهاى مقطعى آنها تخفيف يابد يا قطع شود، مجازات سخت و نهائى در انتظار آنها است، و راه گريزى از آن ندارند.
«مُنْتَقِمُون» از ماده «انتقام»، چنان كه قبلًا نيز گفتهايم، به معنى مجازات كردن است، هر چند كلمه «انتقام»، در استعمالاتِ روزمره كنونى، معنى ديگرى مىبخشد كه توأم با فرونشاندن آتش خشم و سوز دل است، ولى در معنى لغوى آن اين امور وجود ندارد.
***
نكته:
منظور از «دخان مبين» چيست؟
در اين كه منظور از «دخان» (دود)، كه در اين آيات به عنوان نشانهاى از عذاب الهى مطرح شده است، چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است، در اينجا دو نظريه عمده وجود دارد:
١- اشاره به مجازاتى است كه كفار «قريش»، در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله به آن مبتلا شدند؛ زيرا حضرت، در حق آنها نفرين كرد و عرضه داشت: أَللَّهُمَّ سِنِيْنَ كَسِنِّي يُوسُفُ! «خداوندا! سالهاى قحطى و خشكى را، همانند سالهاى زمان يوسف، دامنگير آنها كن»!. «١»
بعد از اين ماجرا، چنان قحطسالى در محيط مكّه رخ داد، كه وقتى از گرسنگى و تشنگى، به آسمان نگاه مىكردند، گوئى در ميان آنها و آسمان، دود و دخانى وجود داشت، زندگى آن قدر بر آنان سخت شد كه مردارها و استخوانهاى حيوانات مرده را مىخوردند. خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اى