تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١
«دودى كه تمام مردم را فرا مىگيرد»! «يَغْشَى النَّاسَ».
«و سپس به آنها گفته مىشود: اين عذاب دردناك الهى است»! «هذا عَذابٌ أَلِيمٌ».
***
وحشت و اضطراب، تمام وجود آنها را فرا مىگيرد، پردههاى غفلت از مقابل چشمشان كنار مىرود، و به اشتباه بزرگ خود واقف مىشوند، رو به درگاه خدا مىآورند و مىگويند: «پروردگارا! عذاب را از ما برطرف گردان، كه ايمان مىآوريم»! «رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ».
***
ولى او دست ردّ بر سينه اين نامحرمان مىزند و مىفرمايد: «اينها چگونه و از كجا متذكر مىشوند، و از راه خود بازمىگردند، با اين كه رسولِ آشكار، با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد»؟! «أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ».
رسولى كه هم خودش آشكار بود، و هم تعليمات و برنامهها و دلائل و معجزاتش، همه مبين و واضح بود.
***
اما آنها به جاى اين كه سر بر فرمان او نهند و به خداوند يگانه ايمان آورند، و دستوراتش را به جان پذيرا شوند «از او روىگردان شدند و گفتند: او ديوانهاى است كه ديگران، اين مطالب را به او القاء كردهاند»! «ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ».
گاه مىگفتند: يك «غلام رومى» داستانهاى انبياء عليهم السلام را شنيده، به او تعليم مىدهد، و اين آيات ساخته و پرداخته اوست!: وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما