تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
تفسير:
آن روز كه دودى كشنده، همه آسمان را فرا مىگيرد
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از اين در ميان بود كه، اگر آنها طالب يقين باشند، اسباب تحصيل يقين فراوان و فراهم است، در نخستين آيه مورد بحث مىافزايد: آنها جوياى يقين و طالب حق نيستند، «بلكه آنها در شكّاند و با حقايق بازى مىكنند»! «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ».
اگر آنها در حقانيت اين كتاب آسمانى و نبوت تو ترديد دارند، به خاطر اين نيست كه مسأله پيچيدهاى است، بلكه از اين جهت است كه آن را جدى نمىگيرند، و با شوخى به آن برخورد مىكنند، گاه، مسخره و استهزاء مىكنند و گاه، خود را به نادانى و بىخبرى مىزنند، و هر روز با يك نوع بازى، خود را سرگرم مىسازند.
«يَلْعَبُون» از ماده «لعاب»، به گفته «راغب» به معنى «بزاق دهان» است به هنگامى كه راه مىافتد، و از آنجا كه انسان موقع بازى و شوخى، هدف مهمى از كار خود ندارد، تشبيه به «بزاق» شده است كه بىاراده از دهان انسان بيرون ريزد.
به هر حال، اين يك واقعيت است كه برخورد جدى با مسائل، انسان را در شناخت واقعيتها كمك مىكند، و برخوردهاى غير جدى، پرده بر روى آنها مىافكند.
***
در آيه بعد، به تهديد اين منكرانِ لجوج و سرسخت پرداخته، در حالى كه روى سخن را به پيامبر كرده، مىگويد: «منتظر روزى باش كه آسمان، دود آشكارى پديد مىآورد»! «فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ».
***