تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤
هرگز منافات با آگاهى پيامبر صلى الله عليه و آله از آن ندارد، چرا كه او را به لوح محفوظ كه مكنون علم خدا است راه نيست، اما از عوالم ديگر آگاهى دارد.
و به تعبير ديگر آنچه از آيات گذشته، استفاده كرديم كه قرآن دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده، يك بار «نزول دفعى» در شب قدر، و بار ديگر «نزول تدريجى» در طول ٢٣ سال، منافاتى با حديث فوق كه مىگويد: در شب قدر بر «بيت المعمور» نازل شده ندارد. چرا كه قلب پيغمبر از «بيت المعمور» آگاه است.
با توجه به آنچه در پاسخ اين سؤال گفته شد، پاسخ سؤال ديگرى كه مىگويد: اگر قرآن در شب قدر نازل شده، پس چگونه طبق روايات مشهور آغاز بعثت پيغمبر صلى الله عليه و آله در ٢٧ ماه «رجب» صورت گرفته است؟ روشن گرديد.
زيرا نزول آن در ماه رمضان جنبه جمعى داشته، در حالى كه نزول اولين آيات در ٢٧ «رجب» مربوط به نزول تدريجى آن است و به اين ترتيب مشكلى از اين نظر پيش نمىآيد.
***
آيه بعد، توصيف و توضيحى است براى شب قدر، مىگويد: «شب قدر شبى است كه هر امرى از امور بر طبق حكمت الهيه تفصيل و تبيين مىشود» «فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ».
تعبير به «يُفْرَقُ» اشاره به اين است كه، همه امور و مسائل سرنوشتساز، در آن شب مقدر مىشود، و تعبير به «حَكِيمٍ» بيانگر استحكام اين تقدير الهى و تغييرناپذيرى و حكيمانه بودن آن است، منتها اين صفت در قرآن معمولًا براى خدا ذكر مىشود، ولى توصيف امور ديگر به آن از باب تأكيد است. «١»