تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
مورد بحث به آن اشاره شده، شب قدر در ماه مبارك رمضان است.
از اين كه بگذريم، از آيات متعددى استفاده مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از نزول تدريجى قرآن، از آن آگاهى داشت، مانند آيه ١١٤ سوره «طه»: وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ: «پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مكن، پيش از آن كه وحى بر تو تمام شود».
و در آيه ١٦ سوره «قيامة» آمده است: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ: «زبانت را به خاطر عجله براى خواندن (قرآن) حركت مده».
از مجموع اين آيات، مىتوان نتيجه گرفت كه قرآن داراى دو نوع نزول بوده است: اول «نزول دفعى» و جمعى، كه يكجا از سوى خداوند بر قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله در ماه رمضان و شب قدر نازل گرديده، دوم «نزول تدريجى» كه بر حسب شرائط و حوادث و نيازها در طى ٢٣ سال نازل شده است.
شاهد ديگر اين سخن، اين كه: در بعضى از آيات قرآن تعبير به «انزال» و در بعضى ديگر تعبير به «تنزيل» شده است، از پارهاى از متون لغت استفاده مىشود كه «تنزيل» معمولًا در مواردى گفته مىشود كه چيزى تدريجاً و به صورت پراكنده و تدريجى نازل شود، اما «انزال» مفهوم وسيعى دارد كه هم نزول تدريجى را شامل مىشود و هم نزول دفعى را. «١»
و جالب اين كه در تمام آيات فوق كه سخن از نزول قرآن در شب قدر و ماه مبارك رمضان است تعبير به «انزال» شده كه با «نزول دفعى» هماهنگ است، در حالى كه در موارد ديگرى كه سخن از «نزول تدريجى» در ميان است تنها تعبير به «تنزيل» شده است.
اما اين «نزول دفعى» بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه بوده؟ آيا به شكل همين