تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
سلام در حقيقت شبيه سلامى است كه در آيه ٦٣ سوره «فرقان» آمده است: وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً: «هنگامى كه جاهلان آنها را با سخنان زشت خود مورد خطاب قرار دهند در پاسخ آنها مىگويند: سلام» سلامى كه نشانه بىاعتنائى توأم با بزرگوارى است.
با اين حال، آنها را با جملهاى پرمعنى تهديد مىكند، تا گمان نكنند اين جدائى و وداع دليل بر آن است كه خدا كارى با آنها ندارد، مىفرمايد: «اما به زودى خواهند دانست» «فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ».
آرى، خواهند دانست چه آتش سوزان و عذاب دردناكى، با لجاجتهاى خود براى خويشتن فراهم ساختهاند؟!
بعضى شأن نزولى براى آيه «وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ ...» ذكر كردهاند، و آن اين كه: «نضر بن حارث» و چند نفر از قريش گفتند: اگر آنچه را محمّد صلى الله عليه و آله مىگويد، حق است ما نيازى به شفاعت او نداريم، ما فرشتگان را دوست داريم و ولى خود مىشماريم، آنها سزاوارتر به شفاعتند، در اينجا بود كه آيه فوق نازل شد (و به آنها اخطار كرد كه ملائكه براى احدى در قيامت شفاعت نمىكنند، مگر براى كسانى كه گواهى به حق بدهند يعنى مؤمنان). «١»- «٢»
و در اينجا سوره «زخرف» پايان مىيابد.
***