تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
نكتهها:
١- در اين آيات، سماوات و ارض (آسمانها و زمين) سه بار تكرار شده است، يك بار به عنوان بيان ربوبيت پروردگار و تدبير و تصرف او، يك بار به عنوان الوهيت پروردگار، و يكبار هم مالكيت و حاكميت او، و اين هر سه با هم مربوط و در حقيقت علت و معلول يكديگرند، او «مالك» است و به همين دليل «ربّ» است، و در نتيجه «اله» است و توصيف او به «حكيم» و «عليم» نيز تكميلى است براى همين معانى.
***
٢- از بعضى از روايات اسلامى، استفاده مىشود كه تعبير آيات فوق، هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ، دستاويزى براى بعضى از زنادقه و مشركان شده بوده است، و با سفسطه آن را چنين تفسير مىكردند: در آسمان معبودى است و در زمين معبود ديگرى، در حالى كه آيه فوق، عكس آن را (مىرساند) مىگويد: «او كسى است كه هم در آسمان معبود است و هم در زمين، يعنى همه جا معبود، او است».
با اين حال هنگامى كه اين مطلب را به عنوان يك سؤال در برابر امامان معصوم عليهم السلام طرح مىكردند آنها با جوابهاى نقضى و حلى به آنها پاسخ مىگفتند.
از جمله در كتاب «كافى» از «هشام بن حكم» نقل شده است: « «ابو شاكر ديصانى» «١»
به من گفت: در قرآن آيهاى است كه سخن ما را مىگويد! گفتم: كدام آيه؟ گفت: همين آيه وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ، و من ندانستم