تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
شدت، چرا كه «فتور» همان گونه كه «راغب» مىگويد: به معنى سكون بعد از حدت، و نرمش بعد از شدت، و ضعف بعد از قوت است.
«مُبْلس» از ماده «ابلاس»، در اصل به معنى اندوهى است كه از شدت ناراحتى به انسان دست مىدهد، و از آنجا كه چنين اندوهى انسان را به سكوت دعوت مىكند، ماده «ابلاس» به معنى سكوت و بازماندن از جواب نيز به كار رفته، و از آنجا كه در شدائد، انسان از نجات خود مأيوس مىشود، اين ماده، در مورد يأس، نيز به كار رفته است، و نامگذارى «ابليس» به اين نام به خاطر همين معنى است كه مأيوس از رحمت خدا است.
به هر حال، در اين دو آيه روى سه نكته، تكيه شده: مسأله خلود، عدم تخفيف عذاب، و اندوه و يأس مطلق، و چه دردناك است عذابى كه با اين امور سهگانه آميخته باشد.
***
در آيه بعد، اين نكته را خاطر نشان مىسازد كه اين عذاب دردناك الهى، چيزى است كه آنها خود براى خويش فراهم ساختهاند، مىفرمايد: «ما به آنها ستمى نكردهايم ولى آنها خود ستمكار بودهاند» «وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ».
در حقيقت، همان گونه كه در آيات پيشين سرچشمه آن همه نعمتهاى بىپايان را اعمال مؤمنان پرهيزگار، معرفى كرد، در اينجا نيز سرچشمه اين عذاب جاودان را اعمال خود آنها مىشمرد.
چه ظلم و ستمى از اين بالاتر كه انسان آيات الهى را تكذيب كند، و تيشه بر ريشه سعادت خود زند «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ». «١»