تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
هُوَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ».
قابل توجه اين كه كلمه «ربّ» را دو بار در اين آيه تكرار مىكند، يك بار در مورد خود، و يك بار در مورد مردم، تا روشن سازد من و شما يكسانيم، و پروردگار شما و من يكى است.
من نيز در تمام وجود و هستيم همانند شما، نيازمند به خالق و مدبرى هستم، او مالك من و راهنماى من است.
و براى تأكيد بيشتر اضافه مىكند: «اكنون كه چنين است، او را پرستش كنيد» «فَاعْبُدُوهُ».
چرا كه غير او، لايق پرستش نيست، همه مربوبند و او ربّ است، و همه مملوكند و او مالك.
باز هم سخن خود را با جمله ديگرى تأكيد مىكند، تا جاى هيچ بهانهاى باقى نماند مىگويد: «اين است صراط مستقيم» «هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ». «١»
آرى، راه راست همان راه عبوديت و بندگى پروردگار است، راهى است كه انحراف و اعوجاج در آن نيست، همان گونه كه در آيه ٦١ سوره «يس» آمده: وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ: « (آيا با شما عهد نكردم) كه مرا بپرستيد اين راه مستقيم است».
***
اما عجب اين كه با اين همه تأكيدات باز هم «در ميان گروههاى زيادى كه بعد از عيسى عليه السلام پيدا شدند، احزابى ظهور كردند كه درباره عيسى عليه السلام اختلاف