تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
بنابراين، تعجب نكنيد كه مسيح بدون پدر متولد گردد، خداوند حتى قادر است فرشته را كه نوع جداگانهاى است از انسان بيافريند. «١»
و از آنجا كه تولد فرشته از انسان چندان مناسب به نظر نمىرسد، بعضى از مفسران بزرگ، آن را به تولد فرشتهصفتان، تفسير كردهاند، و گفتهاند: منظور اين است: تعجب نكنيد كه بندهاى همچون مسيح عليه السلام قدرت بر زنده كردن مردگان و شفاى بيماران به فرمان خدا داشته باشد، و در عين حال بندهاى مخلص و مطيع فرمان او باشد، خدا مىتواند از فرزندان شما كسانى را بيافريند كه تمام خلق و خوى فرشتگان را داشته باشند. «٢»
ولى تفسير اول از همه، با ظاهر آيه سازگارتر است، و اين تفسيرها بعيد به نظر مىرسد. «٣»
***
آيه بعد، اشاره به يكى ديگر از ويژگىهاى حضرت مسيح عليه السلام است، مىفرمايد: «او (عيسى) سبب آگاهى بر روز قيامت است» «وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ».
يا از اين جهت كه تولد او بدون پدر، دليلى است بر قدرت بى پايان خداوند، كه مسأله زندگى بعد از مرگ در پرتو آن حل مىشود.
و يا از اين نظر كه نزول حضرت مسيح عليه السلام از آسمان طبق روايات متعدد اسلامى در آخر زمان صورت مىگيرد و دليل بر نزديك شدن قيام قيامت است.
«جابر بن عبداللَّه» مىگويد: از پيامبر شنيدم مىفرمود: يَنْزِلُ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ فَيَقُولُ امِيْرُهُمْ تَعالِ صَلِّ بِنا، فَيَقُولُ: لا، انَّ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ امَراءُ