منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٢
تا آخر آن، همگى به نوعى انتقاد از بت و بت گرا و بت پرستى است آنجا كه مى فرمايد:
(وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الأُولى* وَثَمُودَ فَما أَبْقى*وَقَومَ نُوح مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغى) .[١]
«او قوم عاد و ثمود را نابود كرد و از آنان كسى را باقى نگذارد و قوم نوح ستمگر و طغيان پيشه را، پيش از آنان نابود كرد».
٣. ظاهر شأن نزول اين است كه پيامبر به طور ارتجالى اين دو جمله را گفت و پيش از پيامبر كسى آن را نگفته بود و در حالى كه در عرب جاهلى در حال طواف و سعى، اين جمله ها را مى گفتند، و سنت حج را به جا مى آوردند.
٤. عصمت مطلقه پيامبران و عصمت پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) كه با دلايل قطعى و صريح آيات قرآن اثبات شده است، اين نوع شأن نزول ها را ابطال كرده و همگى را ساخته افكار دشمنان اسلام مى داند، اگر اين شأن نزول ها را درست و پا برجا تلقى كنيم، سنگ روى سنگ بند نمى شود و لطمه غير قابل جبرانى بر كتاب الهى و سنت نبوى وارد مى شود كه هرگز قابل جبران نمى باشد.
اشكالات اين شأن نزول بيش از آن است كه در اين جا بيان گرديد ما به همين اندازه اكتفا مى كنيم.
در آغاز اين بحث يادآور شديم كه دلايل مخالفان عصمت بر دو نوع است، برخى مربوط به تمام پيامبران است، و در اين بحث كه از نظر خواننده گرامى گذشت به توضيح مهم ترين آنها پرداختيم، برخى ديگر درباره افراد مشخص از آنها سخن مى گويد، و اين نوع آيات به ترتيب از نظر شريف شما مى گذرد.
[١] نجم/ ٥٠ ـ ٥٢.