منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٠
بيان مى شود.
مقصود از «نُصب» و «عذاب» چيست؟
«نُصْب» بر وزن «ظلم» به معنى «رنج و تعب» است[١] و اگر در مورد «بيمارى» و «شر» و «بلا» به كار مى رود به خاطر اين است كه اين موارد با رنج و زحمت همراه است.
لفظ «عذاب» مصدر «عذّب» (فعل باب تفعيل) است برخى از اهل لغت آن را به معنى «عقوبت» و «پيامد» گرفته اند[٢] در حالى كه معنى اصلى آن، «كيفر» نيست، بلكه كيفر يكى از معانى آن است; عذاب معناى وسيعى دارد كه در هر نوع ناراحتى جسمى ويا روحى كه بر انسان وارد مى شود، هر چند مستحق آن نباشد، به كار مى رود و لذا ستمگر شكنجه گر را «مُعَذّب» و فعل او را عذاب مى نامند.[٣]
ابن فارس مى گويد:«عذاب» در اصل به معنى «ضرب» است ـ و به همين جهت، گوشه تازيانه را «عذبه» مى گويند ـ ولى بعداً كارهاى شديد را كه تحمل آن براى انسان سخت است، «عذاب» ناميدند.[٤]
اين الفاظ سه گانه بيش از اين دلالت ندارند، كه يك نوع وضع ناگوار (ضُرّ) و رنج و تعب (نُصْب) و حالت دردآورى (عذاب) بر ايوب دست داده بود و از خداوند خواست كه آنها را برطرف سازد و عروض چنين اوضاع و حالات، نشانه صدور گناه نيست، اگر گواه بر تزكيه وشكوفايى كمالات نباشد! (چنانكه بعداً اشاره مى كنيم).
[١] مقاييس اللغة، ج٥، ص ٤٣٤.
[٢] لسان العرب، ج١، ص ٥٨٥.
[٣] تنزيه الأنبياء، ص ٦١.
[٤] مقاييس اللغة، ج٤، ص ٢٦٠.