منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٢
مؤاخذه نيست ـ كه در تمام نواهىِ مولوىِ الزامى وجود دارد ـ بلكه در صدد بيان عكس العمل طبيعى اين عمل است، خواه خدا از آن نهى بكند يا نكند.
روشن تر بگوييم: اين نهى تبعات معنوى كه دورى از درگاه الهى است، نداشته، بلكه تمام تبعات آن مربوط به وضع زندگى شخصى آدم و همسر او بوده است.
٢. گواه ديگر بر اينكه آفريدگار جهان در مقام اعمال مولويت نبوده، بلكه با لحن خيرخواهى و اندرزگويى با آنها سخن مى گفت اين است كه شيطان به هنگام سخن گفتن، خود را «ناصح» قلمداد كرده و گفت:
(وَقاسَمَهُما إِنّى لَكُما لَمِنَ النّاصِحينَ).[١]
«شيطان براى آدم و حوا قسم خورد وگفت: من براى شما از پند دهندگانم».
اين خود قرينه بر اين است كه سخن خدا نيز به عنوان خيرخواهى و نصيحت بوده و شيطان اين تعبير را از خدا اقتباس نموده و خود را به جاى ناصح واقعى قالب زده است.
٣. وقتى آدم و حوا نتيجه مخالفت خود را با ديدگان خود ديدند، يعنى بلا فاصله پس از خوردن ميوه آن درخت، لباس هاى آنها ريخت، و با ندامت مخصوص «عورت» خود را به وسيله برگها پوشانيدند، ناگهان ندايى را شنيد ند كه محتواى يادآورى نصيحت پيشين است، چنان كه مى فرمايد:
(...أَلَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرةِ وَأَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ).[٢]
«آيا من شما را از اين درخت نهى نكردم و به شما نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است».
[١] اعراف/٢١.
[٢] اعراف/٢٢.