منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
بر عصمت مطلقه پيامبران وارد نخواهد شد و اين احتمال در صورتى روشن مى شود كه نظاير آيه را به حكم تفسير آيه به آيه، وارد بحث كنيم.
خدا درباره حضرت يونس آنگاه كه از دست قوم خود خشمگين شده و آنها را رها كرد و منطقه را ترك گفت چنين مى فرمايد:
(وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ).[١]
«مصاحب ماهى (يونس) در حال خشم، از قوم خود دور شد و گمان كرد كه ما عرصه را بر او تنگ نخواهيم كرد».[٢]
اين گمان به صورت گمان قلبى و انديشه اى نبود، يعنى هرگز در فكر او چنين گمانى خطور نكرده بود، ولى عمل او و اينكه قوم خود را رها كرد، و از آنان جدا شد، اين را نشان مى داد كه او يك چنين گمانى كرده است و لذا آنگاه كه عرصه بر او تنگ شد و در شكم ماهى فرو رفت، به ذكر خدا پرداخت و گفت:
(أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ) .
«خدايى جز تو نيست و تو پيراسته اى ! من از ستمگران بوده ام».
قرآن درباره يهودان «بنى نضير» كه پس از كشتن فرد مسلمانى، از ترس گرفتارى، مغازه ها را بستند و به قلعه هاى خود پناه بردند چنين مى فرمايد:
(...وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّهِ...) .[٣]
[١] انبياء/٨٧.
[٢] «نقدر» در آيه به معناى«ضيق» گرفتن است، مانند (...وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقهُ...)(طلاق/٧): كسى كه وضع زندگى بر او «تنگ شود» و هرگز اين لفظ به معناى «قادر» نخواهد بود. متأسفانه برخى از مدعيان تفسير اين لفظ به معناى دوم گرفته اند.
[٣] حشر/٢.