منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢
عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان) ناظر به اين بخش از تسلط است.
٢. سلطه اعطايى افراد به شيطان، بر اثر «ولايت بخشى» خود آنها بر او ثابت و مقبول است و چنين سلطه اى مربوط به قشر خاصى است، يعنى آنان كه او را «ولى» خود اخذ كرده و از او پيروى مى كنند و ـ لذا ـ شيطان در نكوهش افراد مى گويد: «فلا تلومونى ولوموا انفسكم: خود را سرزنش كنيد نه مرا!» يعنى اين كارى است كه خود كرده ايد و آشى است كه خود پخته ايد و بر كاسه خود ريخته ايد، من چه كنم ولى مخلصان و صالحان از چنين سلطه اى ابا ورزيده وچنين سلطه اى درباره آنان وجود ندارد.
٣. وسوسه و دعوت و ترغيب درباره همه افراد انجام مى گيرد وپيامبران و مخلصان نيز از آن مستثنا نيستند، چيزى كه هست در محرمات، تحتِ تأثير آن قرار نمى گيرند.
٤. مقصود از (ظَلَمْنا أَنْفُسَنا)چيست؟
پاسخ: آدم به روشنى مى گويد:
(رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا).[١]
«پروردگارا ما بر نفس خويش ستم كرديم».
ولى بايد توجه نمود هر «ظلمى» جرم و گناه نيست، تا چه رسد به ظلم بر نفس; زيرا ظلم در لغت عرب به معنى تجاوز از حد، و كار بى مورد است.[٢] آن كسى كه سخن ناصح خود را نشنود و كارى را صورت دهد كه بر خلاف
[١] اعراف/٢٣.
[٢] ابن منظور در لسان العرب مى گويد: «الظلم: وضع الشىء فى غير موضعه : ظلم در لغت عرب به معنى، شىء را در غير محل خود قرار دادن است» و نيز مى گويد: «به معنى عدول از خط و تجاوز از حدّنيز به كار مى رود».