منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٨
مجموع روايات جز منحصر كردن «مفهوم» آيه در خمسه طيبه چيز ديگرى نيست، آيا مى توان اين روايات را در تفسير آيه ناديده گرفت، و از كنار آنها بى تفاوت گذشت؟ اگر يك دهم اين روايات در مورد ديگران وارد شده بود، همگان آن را اخذ مى كرديم و ابهام آيه را از نظر مصداق برطرف مى ساختيم و اگر بر اين بخش از اين روايات بخشى ديگر از رواياتى كه علماى شيعه از خود پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)و از فرزندان آگاه و پاكدامن او نقل كرده اند، بيفزاييم در اين صورت مسأله به مرتبه «بداهت» مى رسد و هر نوع شك و ترديد، ريشه اى جز لجاجت در برابر فضايل فرزندان رسول خدا نخواهد داشت.
محدثان شيعه، احاديثى فراوان پيرامون نزول آيه در باره خمسه طيبه نقل كرده اند كه به خلاصه آنها اشاره مى شود:
سيد هاشم بحرانى متوفاى سال ١١٠٧ در كتاب «غاية المرام» [١] چهل و يك حديث از كتاب هاى اهل تسنن و سى و چهار حديث از كتاب هاى شيعه نقل كرده است و باز در كتاب تفسير برهان[٢] شصت و پنج حديث نقل نموده است.
شيخ عبد على عروسى در تفسير نور الثقلين[٣] بيست و پنج حديث نقل نموده است.
مضمون احاديث حاكى است كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)براى تحديد مصاديق «اهل البيت» به دو نوع عمل دست زده كه هركدام در مورد خود بسيار جالب است:
١. كسا و عبا و يا قطيفه اى بر سر پنج تن افكند و امّ سلمه را كه قصد
[١] ص ٢٨٧ـ ٢٩٢.
[٢] ج٣، ص ٣٠٩ـ ٣٢٥.
[٣] ج٤، ص ٢٧٠ـ ٢٧٧.