منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٦
و به ديگر سخن: يا بايد اختيار وآزادى معصوم را حفظ كرد و او را در ميدان عمل و كار، حر و آزاد گذارد به طورى كه مى تواند يكى از دو طرف كار را صورت دهد و يا بايد از آن دست كشيد و او را جبراً و الزاماً معصوم انگاشت كه ناخواسته معصوم گرديده و پيراسته شده است، در اين صورت براى حفظ آزادى معصوم و حريت او ناچاريم اراده خدا را در اين مورد تشريعى بدانيم و عصمت اهل بيت را از قلمرو اراده تكوينى خدا خارج بدانيم.
پاسخ: اين اشكال و به تعبير ديگر اين پرسش يكى از ديرينه ترين اشكال ها پيرامون استدلال با آيه بر عصمت اهل بيت است و علماى شيعه، در تفسير و در رساله هايى كه پيرامون آن نوشته اند به گونه اى به آن پاسخ گفته اند، و ما نيز در آغاز بحث، پس از اثباتِ «موهوبى بودن عصمت» در باره «افتخار بودن عصمت موهوبى» بحث و گفتگو كرديم كه مى توان پاسخ اين پرسش را از آن استخراج نمود، ولى چون اين پرسش در زواياى ذهن بسيارى از خوانندگان گرامى هست از اين جهت مجدداً آن را مورد بحث و بررسى قرار مى دهيم:
توجه به معناى «عصمت» و واقعيت آن، مى تواند راهگشاى مشكل ما باشد، براى عصمت سه نوع واقعيت و يا به عبارت بهتر يك واقعيت به سه صورت مى توان انديشيد و آن واقعيت ها و يا صورت هاى سه گانه يك واقعيت عبارتند از:
١. عصمت: درجه والايى از تقوا و خداترسى.
٢. عصمت: علم تخلف ناپذير به عواقب مخالفت و عصيان.
٣.عصمت: عشق و علاقه به كمال وجمال حق.
اينها واقعيت هاى عصمت و يا صورت هاى مختلفى از واقعيت آن مى باشند، حالا اگر اراده تكوينى خدا بر اين تعلق گيرد كه بر فرد ويا گروهى