منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٢
نيست و بايد جواب آن را در تقدير بگيريم[١] وچيزى كه مى تواند قرينه بر جواب محذوف باشد همان جمله متقدم بر «لَولا» است و آن جمله (وَهَمَّ بِها) مى باشد بنابر اين شكل واقعى جمله چنين است
«لَولا أَنْ رَاى بُرْهانَ رَبِّهِ لَهَمَّ بِها».
«اگر برهان پروردگار خود را نمى ديد او نيز درباره همسر عزيز عزم مى كرد».ولى چون با چنين رؤيت وشهود مواجه شد، «عزمى از او سر نزد و اراده اى رخ نداد».
با توجه به اين بيان در آيه دو جمله داريم يكى مطلق و ديگرى مشروط اولى جمله (وَلَقَدْ هَمَّت بِهِ) است و حاكى است كه عزم تحقق پذيرفت، دومى جمله (لَولا أَنْ راى بُرْهانَ رَبِّهِ لَهَمَّ بِها) است و حاكى است كه به خاطر وجود مانع يعنى «برهان رب»، عزمى تحقق نپذيرفت، و صفحه قلب يوسف حتى از اين مقدار آلودگى نيز پاك ماند.
و به ديگر سخن: «لام» در جمله (وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها)براى سوگند است و متضمن قسم به خدا مى باشد ومفاد آيه از نظر لامِ قسم در معطوف (وَهَمَّ بِها)و معطوف عليه (وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ) چنين است:
سوگند به خدا زليخا عزم يوسف كرد و به خدا قسم اگر يوسف «برهان» رب را نديده بود، عزم مى كرد(ولى چون آن را ديد، چنين عزمى منتفى گرديد).
امام هشتم (عليه السلام) بر اين تفسير در عبارت كوتاهى اشاره مى فرمايد:
«إنّ يُوسُفَ كانَ مَعْصُوماً وَالْمَعْصُومُ لا يَهُمُّ بِذَنْب وَلا يَأْتِيهِ».[٢]
«يوسف معصوم بود و فرد معصوم نه گناه را قصد مى كند و نه آن را مى آورد».
[١] علماى ادب اتفاق نظر دارند كه جواب و پاسخ «لولا» بر آن مقدم نمى شود از اين جهت جمله تقدم قرينه بر پاسخ است نه خود آن.
[٢] تفسير نور الثقلين، ج٢، ص ٤٢١.