منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
٣. شيطان به نص قرآن به مخلصان كه پيامبرانند راه ندارد، چگونه به حكم جمله (فوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ)به آدم راه يافت؟
٤. مقصود از (فَتَكُونا مِنَ الظّالِمينَ) در سوره بقره و يا (رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا) در سوره اعراف چيست؟
٥. اگر گناهى از آدم سر نزده است پس جمله هاى : (وَعَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى) در سوره طه چيست؟
٦. اگر گناهى در كار نبود پس جمله (فَتابَ عَلَيْهِ) در سوره بقره چه مفهومى دارد؟
٧. اگر گناهى نبود جمله (وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا) در سوره «اعراف» چه معنايى دارد؟
اكنون وقت آن رسيده كه از طريق تفسير آيه به آيه، به پرسشهاى فوق پاسخ بگوييم:
١. نهى در (لا تقربا) چه نوع نهيى است؟
اوامر و نواهيى كه از صاحبان امر و نهى صادر مى گردد بر دو نوع است:
الف. امر و نهى مولوى: مقصود از آن اين است كه آمر بر منصبى كه از طرف خدا، يا اجتماع به او داده شده، تكيه نمايد، و امر و نهى كند و به اصطلاح از موضع قدرت سخن بگويد و از آن نظر كه او بزرگ و فرمانده است و طرف مقابل، كوچك و فرمانبر است امر و نهى صادر كند و در واقع امر و نهى بر محور مولويت و عبوديت دور بزند.[١]
[١] هرگاه در اين صورت اراده و فرمان آمر شديد باشد آن را «واجب» و در غير اين صورت آن را مستحب مى نامند، البته نهى هم به اعتبار شدت و ضعف اراده وخواست ناهى، به تحريمى وتنزيهى مولوى تقسيم مى شود.