منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
و گرنه براى فرد عادى، چنين امكانى وجود ندارد.
اينك بيان اين خلأها:[١]
١. بيان احكام حوادث نوظهور كه هرگز سابقه اى نداشته است.
٢. تفسير مقاصد و اهداف آيات قرآن.
٣. پاسخ گويى به شبهات واشكالات.
٤. صيانت و حفاظت آيين اسلام از هر نوع تحريف.
اينها وظايفى بود كه پيامبر گرامى در عصر خويش به آنها قيام نموده و خلأهاى موجود از اين طرق را مسدود مى ساخت. اينك ما به ترتيب به توضيح اجمالى اين وظايف مى پردازيم:
الف.پيامبر بيانگر حكم هر نوع حادثه نوظهورى بود كه رخ مى داد و اين نياز پس از پيامبر گرامى نيز ادامه داشته و امت اسلامى شديداً به شخصيتى كه مبيِّن احكام و حوادث نوظهورى باشد كه هرگز در زمان پيامبر گرامى رخ نداده و سابقه نداشته است، نيازمند بودند و در بسيارى از مسايل درمانده شده و به دامن اين و آن پناه مى بردند، و سرانجام با يك سلسله دلايل ظنى و پندارى، خود را قانع كرده و به اصطلاح سر و ته آن را بند مى آوردند.
ب. پيامبر گرامى در حال حيات خود به توضيح بخشى از آيات و تشريح ابعاد قسمتى از آيات مى پرداخت و اين نياز پس از رحلت پيامبر گرامى از بين نرفته و مسلمانان در تفسير قسمتى از آيات دچار اختلاف و دو دستگى
[١] پيامبر حاكم امت و رئيس دولت اسلامى است، و با درگذشت او خلأاى از اين جهت، در جامعه اسلامى پيش نمى آيد، زيرا بنابر هر دو نظر (تنصيصى ـ انتخابى) سرانجام اين كار زمين نمى ماند و شخصى زمام امور را به دست مى گيرد، از اين جهت به اين خلأ در متن اشاره نشد.