منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩
ب. امر ونهى ارشادى: و مقصود از آن اين است كه آمر، برترى و مقام و فرماندهى خود را به رخ طرف نكشد و در دستورهايى كه به زيردست خود مى دهد، قيافه پند و اندرز بگيرد و همانند افراد بى طرف ولى خيرخواه، دلسوز و نيك انديش، لوازم و عكس العمل كردار او را گوشزد نمايد، در اين صورت امر و نهى وى بر محور ارشاد و هدايت دور مى زند.
براى روشن شدن موضوع خوب است مثالى بزنيم: طبيبى به بيمار خود دستور مى دهد كه از غذاهايى بپرهيزد و داروهايى را نيز بخورد او اگر چه دستور مى دهد كه بيمار هر روز چنين و چنان كند، ولى در عين حال مخالفت بيمار با دستور و فرمان او از نقطه نظر اينكه مخالفت با امر طبيب است تأثيرى در خارج ندارد، نتيجه آن فقط ضررى است كه بر اثر مخالفت با دستورهاى طبيب، متوجه خود بيمار مى شود و اين ضرر، خواه او فرمان دهد، يا اصلاً فرمان ندهد متوجه بيمار مى شود و مخالفت با خود طبيب هيچ گونه عكس العمل خارجى ندارد.
و به ديگر سخن: كسى كه خربزه براى او ضرر دارد و موجب تب و لرز مى شود اگر پزشك نهى نمايد و او گوش نكند، فقط يك اثر دارد و آن اينكه بايد پاى تب و لرز بنشيند، ولى از آن نظر كه سخن پزشك را گوش نداده كيفرى متوجه او نمى شود.
مثال ديگر: خداوند بر اساس «مولويت» دستور مى دهد كه به طور الزام مردم نماز بخوانند و زكات و خمس بدهند و روزه بگيرند و جهاد بروند، آنگاه به طور ارشاد مى فرمايد: (أَطيعُوا اللّهَ) ; هرگاه ما از اجراى اين امر و نهى اخير سرپيچى كنيم، فقط تبعات وآثار ترك آن اوامر پيشين (نماز بخوانيد و...) متوجه ما مى شود و امّا مخالفتِ «امر به اطاعت» و يا «نهى از مخالفت» كوچك ترين عكس العملى ندارد.