منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢
«عصمت اين است كه خدا در زندگى بنده خود، گناهى را نيافريند، درحالى كه قدرت و اختيار او نسبت به گناه باقى باشد».
يك چنين تفسيرى، ناشى از سوء تفسير «توحيد در خالقيت» است. آنان تصور مى كنند كه مقصود از حصر آفرينش در خدا اين است كه هر نوع خالقيت اعم از مستقل و غير مستقل، مخصوص خدا است، و بندگان خدا مظاهر فعل خدا و يا ترك آن مى باشند و آنان در فعل و ترك هر كارى، كوچكترين نقشى ندارند و لذا مى گويد: عصمت اين است كه خداوند گناهى را در زندگى بنده خود خلق نكند.
در حالى كه اگر اشاعره در آيات قرآن و احاديث خاندان رسالت دقت مى كردند راهى جز اين را بر مى گزيدند; زيرا همانطور كه در جاى ديگر [١] يادآور شديم، معنى «توحيد در خالقيت» اين نيست كه در صفحه هستى فاعلى نه مستقل و نه به صورت وابسته، جز خدا وجود ندارد و بندگان خدا خالق كارهاى خود نبوده و همگى مخلوق بلا و اسطه خدا مى باشند، بلكه معنى آن نوع از توحيد، حصر خالقيت اصالى واستقلالى به خدا است نه همه نوع خالقيت ها و حتى خالقيت تبعى و غير استقلالى بلكه خالقيت هاى تبعى همه و همه در پرتو قدرت و توان او صورت مى گيرد.
اگر بخواهيم تعريف ياد شده را اصلاح كنيم بايد بگوييم: عصمت اين است كه بنده خدا در زندگى خود مرتكب گناهى نگردد، نه اينكه خدا گناهى را در زندگى اونيافريند.
و عجيب اينكه «مصلح الدين كستلى» (متوفاى ٩٠١) درحواشى خود بر شرح عقايد نسفيه، شيواترين تعريف را براى عصمت، مخالف عقايد اهل
[١] منشور جاويد: ج١، بخش «توحيد در خالقيت».