منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢
واقعى «پيراستگى پيامبران» از گناه و خطا، خود كتاب آسمانى و سخنان عالمانه امير مؤمنان على (عليه السلام)است و انديشمندان اسلامى در سايه اين دو عامل، به اين مسأله انتقال يافته و بحث و بررسى را آغاز كرده اند.
در اين ميان گروه «عدليه» اعم از «معتزله» و «شيعه» جانب مثبت را گرفته، و مخالفان اين گروه درباره عصمت اختلاف نظر پيدا كرده اند و تفصيلاتى را مطرح كرده اند به گونه اى كه شرح آن خواهد آمد.
درست است كه مسأله «عصمت» به وسيله علماى علم كلام پخته و استوار گرديد، ومراحل و دلايل عقلى و قرآنى آن روشن شد، ولى همان طور كه يادآور شديم: مذاكرات و بحثهاى «امام هشتم» در مجلس مأمون با «على بن محمد بن جهم» كه از مخالفان سر سخت خاندان علوى بود، در تاريخ علم كلام به مسأله عصمت، جلاى ديگرى بخشيد، و بسيارى از آياتى كه دستاويز مخالفان بود و از اين طريق بر نفى عصمت در پيامبران استدلال مى كردند به وسيله امام روشن و تشريح گرديد و سرانجام، مخالف خلع سلاح شد.
پيش از تشريح دلايل عقلى و قرآنى «عصمت» لازم است به توضيح يك مطلب بپردازيم و آن توضيح، حقيقت عصمت از گناه و خطا است و اينكه واقعيت عصمت در برابر گناه در افراد معصوم چيست؟ در اينجا نظرات مختلف امّا متقاربى است كه به ترتيب مطرح مى كنيم امّا واقعيت عصمت از نظر «خطا» و«لغزش» بعداً بيان مى گردد.
الف. عصمت از گناه درجه والايى از تقوا است
درباره «حقيقت عصمت» اجمال سخن اينكه: عصمت در مورد پيراستگى از گناه درجه والاى تقوا است و هر نوع ماهيتى كه براى تقوا تصور شود به صورت كامل در عصمت موجود است، هرگاه تقوا را يك نيروى درونى و