منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦
ج. عصمت معلول شناخت جمال و عظمت حق
در اين جا نظريه سومى نيز وجود دارد كه عصمت را معلول شناخت كامل فرد از مقام ربوبى مى داند و مى گويد: معصوم بر اثر بالا بودن مراتب شناخت او، آنچنان دلباخته جمال حق و كمال وى مى گردد كه به خود اجازه نمى دهد گامى بر خلاف رضاى او بردارد،عشق و علاقه انسان به معبود و درك جمال وجلال او، و آگاهى از نعمت هاى بى پايان او در حق وى، آنچنان در روح انسان خضوع و فروتنى فراهم مى آورد كه هرگز به فكر معصيت و گناه تا چه رسد به خود آن نمى افتد، و هر چه مرتبه شناخت بالا باشد به همان نسبت عصمت نيز والا خواهد بود و دارنده چنين عشق سوزان و پاكى به كمال مطلق، گوينده اين جمله معروف است:
«ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَلا طَمَعاً فِى جَنَّتِكَ بَلْوَجَدْتُكَ أَهْلاً لِلْعِبادَةِ».[١]
«تو را از ترس آتشت و يا به اميد بهشتت ستايش نكردم، بلكه تو را شايسته عبادت و پرستش يافتم».
بنابر اين، خواه عصمت را معلول كمال نفسانى و روحى معصوم بدانيم يا آن را نتيجه علم شكست ناپذير و يا اثر شناخت كامل و والاى معصوم بينديشيم، در هر حال واقعيت عصمت بيرون از درون اولياى الهى و ذات پاك و والاى آنان نيست، ولى از برخى از روايات استفاده مى شود كه عامل عصمت يك امر خارجى است به نام «روح القدس» كه اوليا را از انجام گناه و ارتكاب خطا باز مى دارد، اكنون لازم است در اين مورد به بحث و بررسى بپردازيم:
د. آيا روح القدس بازدارنده معصوم است؟
از برخى از روايات استفاده مى شود: عامل عصمت كه به پيامبران از
[١] حديث منسوب به على ٩: غوالى اللئالى، ج١، ص ٤٠٤.