منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨
وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمينَ) .
«نوح به پروردگار خود گفت: فرزندم از خاندان من است ووعده تو(درباره نجات خانواده ام) حق است و تو برترين حكم كنندگان هستى».
(قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِح فَلا تَسْأَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّى أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ) .
«خدا گفت: اى نوح! او از اهل تو نيست او عمل غير صالح است و چيزى را كه از آن آگاهى ندارى درخواست مكن!، من تو را اندرز مى دهم تا از جاهلان نباشى».
(قالَ رَبِّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَ لَكَ ما لَيْسَ لى بِهِ عِلْمٌ وَإِلاّ تَغْفِرْ لى وَتَرْحَمْنى أَكُنْ مِنَ الْخاسِرينَ).[١]
« گفت: من به تو پناه مى برم از اينكه چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم و اگر مرا نيامرزى و بر من رحم نكنى از زيانكاران خواهم بود».
مخالفان عصمت چه عمدى و چه سهوى با جمله هاى ياد شده در زير استدلال كرده اند:
الف. نوح مدعى شد كه فرزندش جزو خاندان او است آنجا كه گفت: (إِنَّ ابْنى مِنْ أَهْلى) ولى خداوند گفتار اورا تكذيب كرد وگفت:(إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ) :«او از خاندان تو نيست» و نتيجه اين سؤال و جواب اين است كه نوح در نظريه خود خطا رفته و سخنى بر خلاف واقع گفته است.
ب. جمله (فَلا تَسْأَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بهِ عِلْمٌ إِنِّى أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ) حاكى است كه نوح، پرسش خارج از شأن و مقام پيامبران، ازخدا كرده است، و قرآن به صورت عتاب او را از تكرار چنين پرسشهايى باز
[١] هود/٤٥ـ٤٧.