منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦
مُوسى فَقضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبينٌ)[١].
«او هنگامى مردم شهر در حال غفلت بودند (كار و كسب خود را تعطيل كرده و به خانه هاى خود رفته بودند) وارد شهر شد ديد، دو نفر مشغول زد وخوردند يكى از پيروان او و ديگرى از دشمنان او است ، ناگهان كسى كه از پيروان او بود، موسى را به كمك خود طلبيد، موسى مشتى بر او زد و كار او را ساخت، موسى گفت اين از كار شيطان بود و او دشمن و گمراه كننده آشكار است».
(قالَ رَبِّ إِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْ لِى فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم).[٢]
«گفت پروردگارا! من بر نفس خود ستم كردم، مرا ببخش، او را بخشيد، او بخشاينده و رحيم است».
(قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمينَ).[٣]
«گفت: پروردگارا! به شكرانه نعمتى كه بر من ارزانى داشته اى هرگز براى مجرمان پشتيبان نمى باشم».
درسوره شعراء نيز همين سرگذشت به صورت فشرده بيان شده است و چنين مى فرمايد:
(...أَلَمْ نُرَبِّكَ فينا وَلِيداً وَلَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنينَ).[٤]«فرعون به موسى گفت: آيا تو را از روز تولد تربيت نكرديم و سالها در ميان ما زندگى نكردى؟».
(وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الّتى فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكافِرينَ) . [٥]
«وكردى آنچه را كه كردى در حالى كه به خدمات و نعمت هاى خدا كافر هستى (كفران نعمت مى كنى)».
[١] قصص/١٥.
[٢] قصص/١٦.
[٣] قصص/١٧.
[٤] شعراء/١٨.
[٥] شعراء/١٩.