منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨
تفويضه إلى الأُمّة،بل يجب عليه تعيين الإمام لهم و يكون معصوماً من الكبائر والصغائر».[١]
«امامت،ستون و پايه دين است، بر پيامبر جايز نيست آن را ناديده بگيرد و به امت واگذار كند، بلكه بايد امام را تعيين كند و بايد ازگناهان كبيره و صغيره مصون باشد».
به عبارت روشن تر: امامت و پيشوايى پس از پيامبر اداره وظايف مقام رسالت است و امام، تمام وظايفى را كه رسول و پيامبر برعهده دارد، بر عهده مى گيرد[٢] تنها تفاوتى كه رسول و امام دارند اين است كه پيامبر پايه گذار دين و طرف وحى الهى و داراى كتاب است، و امام منهاى اين جهت و يا جهات ديگر، نسخه دوم پيامبر، مبيّن و بيانگر اصول و فروع، حافظ و نگهبان دين از تحريف، مرجع كليه امور دينى و دنيوى و تعقيب كننده تمام وظايف مقام نبوت به عنوان جانشينى پيامبر است.
در اين نظر و ديد كه امامت، ادامه وظايف رسالت مى باشد و امام نسخه دوم پيامبر ـ منهاى نبوّت و نزول وحى آسمانى ـ است، بايد امام علاوه بر شرايط گذشته دو شرط ديگر را نيز دارا باشد:
١. اعلم امت و آگاه ترين فرد نسبت به اصول و فروع اسلام بوده و علم او از افرادعادى مكتسب نباشد، تا بتواند مبيّن اصول و فروع اسلام و برطرف كننده كليه نيازهاى علمى و معنوى امت، گردد و امت با وجود او به كسى و
[١] مقدمه ابن خلدون، طبع المكتبة التجارية، مصر، ص ١٩٦.
[٢] از نظر دقيق تر: امامتِ پس ازپيامبر، ادامه مقام امامتِ پيامبر گرامى است، وبا درگذشت پيامبر اسلام، نبوّت و رسالت پايان پذيرفت ولى امامت او، به وسيله امامان بعدى ادامه داشت. و اگر گاهى گفته مى شود: «امامت» ادامه وظايف «رسالت» است يك نوع «مسامحه» است، در حقيقت «امامت» امام، پس از درگذشت رسول گرامى، ادامه «امامت» پيامبر گرامى مى باشد و چنان كه در آينده خواهد آمد، رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) علاوه بر مقام «نبوّت» و «رسالت» داراى مقام «امامت» بود مانند «ابراهيم خليل(عليه السلام) ».