منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٧
را مايه هدايت براى بنى اسرائيل قرار داديم و از بنى اسرائيل (نه پيامبران!) پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مى كردند، به خاطر صبرى كه از خود نشان دادند».
٥٧ . «پيامبر به افراد با ايمان، از خود آنان اولى است».
٥٨.«سپس به سوى آنها رفت و ضربه اى محكم با دست راست بر پيكر آنان فرود آورد».
٥٩. (بت پرستان) گفتند: «بناى مرتفعى براى او بسازيد و او را در جهنمى از آتش بيفكنيد!».
٦٠.« او پس از آنكه در ميان آتش پرتاب شد، و از آن نجات يافت،گفت من به سوى خدايم مى روم، او مرا به زودى هدايت مى كند (بابل را به عزم فلسطين ترك مى نمايم)، به او بشارت داديم به غلام بردبار(اسماعيل) وقتى كه با او به «مسعى» رسيد...».
٦١.« پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى كنم».
٦٢.«اين همان امتحان مهم و آشكار است».
٦٣.«به او حكومت استوارى بخشيديم و دانش و داورى عادلانه آموختيم».
٦٤.«خدايا به من حكومت ببخش كه پس از من شايسته كسى نباشد، كه تو بسيار بخشاينده اى».
٦٥. «بگو من هيچ پاداشى از شما به رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزديكانم».
٦٦. «آيا زمامدارى مصر از آن من نيست و اين چشمه ها از زير كاخ من جريان ندارد؟».
٦٧ . «مى خواهند سخن خدا را دگرگون سازند».
٦٨. «آنان كه نماز را پيوسته بجا مى آورند».
٦٩. «يادآورى كن، و بر آنها تسلّطى ندارى».