منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٩
اولى «ضرب» و مقصود از دومى «عمل خلاف عفت» خواهد بود ولى اگر بگوييم مقصود از آن «عمل خلاف عفت»است در اين صورت اين دو لفظ معناى واحدى خواهند داشت كه با فصاحت قرآن سازگار نيست.
اين توجيه نيز چندان استوار نيست; زيرا گذشته بر اينكه تأكيد ويا تفنن در عبارت در مواقعى مايه فصاحت است، در هر دو صورت، اين دو لفظ، مى تواند دو معنى مختلف داشته باشد; زيرا مى توان گفت مقصود از«سوء» خيانت به غريزه و مقصود از «فحشا» عمل خلاف عفت است و خداوند در پرتو «برهان رب» او را از هر دو گناه بازداشت و به تعبير قرآن هر دو را از او برطرف كرد; زيرا بر آميزش با زن شوهردار دو عنوان منطبق مى شود و اين عمل در عين اينكه «فحشا» است خيانت به حقوق مرد نيز هست ولى آميزش با زن بى شوهر، و بدون اكراه زن، فقط يك عنوان بر آن منطبق مى باشد.
اكنون بايد به توضيح صحيح آيه بپردازيم تا روشن گردد كه يوسف نه تنها گناه نكرد بلكه حتى انديشه گناه نيز هرگز در ذهن او خطور نكرد.
متصور از «برهان رب» چيست؟
يك آيه در سوره يوسف، هم مورد توجه حاميان «عصمت پيامبران» و هم «مخالفان آن» قرار گرفته و هركدام آيه را مطابق «عقيده» و انديشه خود تفسير كرده اند و ما در گذشته با توجيهات هر دو گروه آشنا شديم ونا استوارى هر دو آشكار گشت، اكنون وقت آن رسيده است كه نظريه خود را كه مورد گزينش بسيارى ا ز محقّقان تفسير مى باشد، مطرح سازيم و بار ديگر برگى بر دلايل طرفداران عصمت پيامبران بيفزاييم.
خداوند جريان همسر عزيز و يوسف را چنين بيان مى كند:
(وَلَقَدْهَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَآى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ