منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٥
مِنَ الكِتابِ الْعَظيمِ».[١]
«اطاعت او را در كنار اطاعت، و مخالفت او را در رديف مخالفت خود قرار داد واين گواه بر چيزى است كه به پيامبر واگذار شده و شاهد بر كسانى است كه از او پيروى كرده و يا با او مخالفت ورزيده اند و خدا اين مطلب را در مواردى از كتاب بزرگ خود گفته است».
خلاصه، با ملاحظه مجموع اين آيات كه بخش كمى از آنها را نقل كرديم مى توان گفت كه امر به اطاعت پيامبر نه از اين نظر است كه ما را به اطاعت خدا رهبر و راهنما است، بلكه به خاطر اين است كه خود علاوه بر چنين اطاعتى، داراى امر و نهى و اطاعت و عصيان است هر چند اين دو، به خاطر مقام و منصبى است كه خدا به او داده و الاّ اگر خود او داراى اطاعت مستقل نبود، اين همه عنايت و تكرار (أَطيعوا)در يك جمله (أَطيعُوا اللّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ) چندان مناسب نبود.بالأخص آيه اى كه پس از امر به دو اطاعت (اطاعت خدا و اطاعت رسول او)، اطاعت «اولى الأمر» را مطرح مى كند و اطاعت آنان كه زمام تمام امور جهان اسلام را در دست دارند; بدون شك، اطاعت مولوى بوده و هرگز به عنوان ارشاد به اطاعت خدا امر به اطاعت آنان صورت نگرفته است.
امامت در اصطلاح پيشوايان معصوم
احاديث و رواياتى كه در لسان معصومان وارد شده ناظر به اين معنى است كه در شرح آن كوشش كرديم.
[١] نور الثقلين، ج١، ص ٤٣١.