منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩
مرحوم علامه مجلسيرحمه اللّه در تفسير اين پنج روح بيان شيوايى دارد كه از نظر شريف خوانندگان مى گذرانيم:
«ممكن است بگوييم كه همه اين ارواح پنجگانه از مراتب نفس ناطقه انبيا و اوليا است; آنگاه كه نفس آنان از نظر عمل و كار، و اطاعت و پيروى از دستورهاى خدا ، مورد مطالعه قرار گيرد و از اين نظر به اين پنج مرتبه تقسيم مى گردد، همچنان كه از نظر علم و دانش، به مراتب چهارگانه: عقل هيولانى، عقل بالملكة، وعقل بالفعل و عقل مستفاد تقسيم مى شود احتمال دارد كه روح ايمان، روح القدس از مراتب نفس ناطقه، و آن سه روح ديگر از مراتب روح حيوانى باشند».
همچنان كه احتمال دارد كه جز روح القدس همگى از مراتب نفس ناطقه بوده و روح القدس خلق و فرشته بزرگ خدا باشد، باز احتمال دارد كه مقصود از «روح القدس» همان نفس ناطقه انسانى باشد، مشروط بر اينكه از نظر لياقت و شايستگى به پايه اى برسد كه بتواند با روح القدس خارج از درون معصوم، تماس برقرار كند. همچنانكه نفس ناطقه در افراد عادى «عقل مستفاد» ناميده مى شود، وقتى به پايه اى برسد كه با عقل بالفعل ارتباط برقرار كند و با او متّحد گردد و علوم از آن دريافت نمايد.[١]
دقت در اين احاديث مى رساند كه اين ارواح پنجگانه مراتب نفس نبوى مى باشند كه هر يك براى خود دعوت و خواستى دارد نه اينكه افراد معصوم داراى ارواح پنجگانه جداگانه هستند.
و بر فرض اينكه: «روح القدس» روح جدا از ذات پيامبر باشد، شكى نيست كه ديگر ارواح جز ذات و شخصيت اوچيز ديگرى نيست و«روح
[١] مرآة العقول، ج٣، ص ١٦٦.