منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨١
است» زيرا انتظار از افراد مقرّب مافوق انتظار از افراد عادى است، چه بسا صدور عملى از يك فردِ عادى مستحسن باشد، در حالى كه همان عمل از يك فرد ديگر نازيبا تلقى گردد.
گذشته از اين، احتمال دارد كه مقصود از طلب مغفرت نجات او از اثر وضعى عملش باشد; زيرا چنين عملى آن هم در آن محيط، بدون واكنش نمى ماند، از اين جهت در سوره طه پس از نقل قتل او، نجات او را يادآور مى شود و مى فرمايد:
(...وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ...).[١]
«انسانى را كشتى، پس تو را از غم و اندوه نجات دادم».
اين احتمال در باره طلب مغفرت حضرت آدم نيز حاكم است.
٤. آخرين جمله اى كه در سرگذشت موسى باقى مى ماند، جمله(فَعَلْتُها إِذاً وَأَنَا مِنَ الضّالّينَ) است. تفسير اين جمله را با ذكر دو نكته مى آوريم:
الف. خداوند موسى را پيش از صدور اين عمل با جمله:
(...آتَيْناهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنينَ).[٢]
«حكمت و دانش به او داديم; و اين گونه نيكوكاران را جزا مى دهيم».
توصيف مى كند.
ب. موسى پس از ارتكاب قتل و پس از اعتراف بر ستم خويش و درخواست مغفرت، باز ماهيت عمل خود را دفاع از مظلوم وستيزه با مجرم مى داند، هر چند از نظر موقع و زمان كار بى موردى بوده است آنجا كه
[١] طه/٤٠.
[٢] قصص/١٤.