منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٥
تفسير خود[١] و شيخ عبده به نقل، «المنار»[٢] اين نظريه را برگزيده اند و دومى مى افزايد كه هرگز گواهى بر اين نيست كه اين آزمون قبل از نبوّت بوده است.
اوّلاً: آيه حاكى است: روزى كه ابراهيم به منصب امامت مفتخر گرديد، داراى «ذريّه» بود، و پس از استماع جمله (إِنّى جاعِلُكَ لِلْنّاسِ إِماماً) خواهان اين شده است كه اين نعمت معنوى در ذريّه او نيز باقى بماند، اين گونه سؤال كردن از كسى كه داراى فرزند نيست بر خلاف متعارف است.
گاهى گفته مى شود كه او در آن حال داراى فرزند نبود و انگيزه او از سؤال اين بود كه دريابد آيا داراى ذريّه مى شود يا نه، و بر فرض دارا شدن، آيا امامت در خاندان او جريان پيدا مى كند يا نه[٣] ولى چنين تفسيرى بر خلاف ظاهر آيه است; زيرا ظاهر آن، سؤال جدّى در بقاى امامت در نسل او مى باشد، و اين درخواست جدّى بدون داشتن فرزند هرگز صحيح نيست، و در هيچ جاى قرآن آنگاه كه ابراهيم از ذريّه خود سخن گفته است سخن او بر ذريّه فرضى حمل نشده، بلكه در همه موارد به ذريّه محقق تفسير شده است.[٤]
ثانياً: «ابراهيم» به تصريح خود در دوران پيرى داراى ذريّه و فرزند شده چنان كه مى فرمايد:
(اَلْحَمْدُ للّهِ الَّذى وَهَبَ لى عَلَى الكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ إِنَّ
[١] فخر رازى مى گويد: «المراد من الإمامة هنا هو النبوة وهذا التكليف يتضمن مشاقاً عظيماً» مفاتيح الغيب، ج١، ص ٤٩٠.
[٢] عبده مى گويد: «الإمامة هنا عبارة عن الرسالة وهي لا تنال بكسب الكاسب وليس في الكلام دليل على انّ الابتلاء كان قبل النبوة».
[٣] در مجمع البيان ، ج١، ص ٢٠١ از برخى نقل نموده است.
[٤] بقره/١٢٨ وابراهيم/٣٧و٤٠.