منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٣
و بستن پيمان، آنگاه شكستن آن پس از اجابت حوايج، از خصايص جامعه انسانى گردد نه ازويژگى هاى دو نياى بزرگ و اصلى.
ب. مضمون آيه حاكى است كه درخواست كننده فرزند صالح كسى است كه طعم فرزند صالح و ناصالح را چشيده و يا آثار آن را در جامعه و محيط زندگى خود ديده و يا چشيده است، آنگاه به اين فكر افتاده كه از خداوند بزرگ فرزند صالحى بطلبد و پيمان ببندد كه اگر نياز او برطرف گردد، از افراد شاكر و سپاسگزار خواهد بود وچنين مضمونى بر زندگى آدم و حوا تطبيق نمى كند، بلكه با زندگى ديگر انسانها كه از جمع و اجتماعى برخوردار بوده اند منطبق مى باشد.
ج. ذيل آيه نخست پس از طرح پيمان شكنى و شرك گرايى آن پدر ومادر، در انتقاد از گرايش آنان مى فرمايد:
(فَتَعالَى اللّهُ عَمّا يُشْرِكُونَ) .
«بالا وبرتر است خدا از شركى كه آنان قايل شده اند».
از اينكه لفظ جمع (يُشْرِكُونَ) به كار مى برد، نه لفظ تثنيه (يشركان) مى توان گفت كه مقصود نوع پدر ومادر است نه شخص آدم و حوا، و الاّجهتى نداشت كه به جاى صيغه «تثنيه» لفظ جمع به كار ببرد.
د. مسأله «عصمت» پيامبران از نظر پيراستگى از گناه، هر چند مورد اختلاف مى باشد و اقليتى از مسلمين آنان را از ارتكاب برخى از گناهان معصوم نمى دانند ولى همگان اتفاق نظر دارند كه پيامبران از شرك و دوگانه پرستى مصون مى باشند.
جمله: (فَجَعلا لَهُ شُرَكاءَ فيما اتيهُما) ناظر به شرك در عبادت است واگر مربوط به آدم وحوا باشد نتيجه آن: نسبت دادن شرك در عبادت به پيامبر برگزيده الهى مى شود، در صورتى كه پيامبران هرگز شرك نمى ورزند.