منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٥
رؤيت چنين واقعيتى كه قرآن درباره آن مى فرمايد:(رَاى بُرْهانَ رَبِّهِ) افق را در نظر او آنچنان روشن كرد كه زمينه كوچكى از شك و ترديد نيز در دل اوباقى نماند.
و به ديگر سخن:همان طور كه حجت هاى عقلى، افق دلايل علمى را در نظر انسان روشن مى سازد، و به انسان جزم و قاطعيت مى بخشد، همچنين رؤيت واقعيت عمل كه از لوازم نبوت و عصمت و الطاف الهى است، به او روشنى بخشيده و قاطعيت مى دهد و براى همين جهت، انديشه انجام آن را در مغز، مى سوزاند.
در اينجا برخى از مفسران براى «برهان رب» معناى ديگرى ياد كرده اند كه هرگز با مقام نبوت و عصمت پيامبران سازگار نيست و احياناً، خامه از يادِ آنها شرم دارد، و غالباً احاديث اسرائيلى الهامگر اين نوع توجيهات و تفسيرات شده است.
برخى از نويسندگان مدعى شده اند كه مقصود از آن «باز شدن» درها به صورت اعجاز است ويادآور شده اند كه چون در آيه ما قبل(...وغلقت الأبواب وقالَتْ هَيْتَ لَكْ...)بستن درها مطرح شده است ولى از باز شدن آن سخنى به ميان نيامده است، طبعاً مقصود ازآن، در آيه، مورد بحث(آيه بيست و چهار) باز شدن آن به اراده الهى خواهد بود.[١]
اين تفسير با سياق آيات و با كشمكش كه ميان بانوى عزيز و يوسف رخ داد و منجر به پاره شدن پيراهن يوسف از پشت سر شد، سازگار نيست; زيرا قرآن چنين مى فرمايد:
(...وَهَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَآى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشاءَإِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ).
[١] تفسير آيات مشكله قرآن.