منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩
ناخواسته مرتكب خلاف و گناه مى شوند ، در حالى كه بى پايگى «جبر» از نظر خرد و عقل و آيات قرآن بر كسى پوشيده نيست.
٢. خود شيطان وجود هر نوع سلطه و تسلط بر گنهكاران را نفى مى نمايد و حدود توانايى خود را در دعوت و ترغيب خلاصه مى كند، چنانكه قرآن مى فرمايد:
(وَقالَ الشَّيْطانُ لَمّا قُضِىَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَما كانَ لى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّأَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِى فَلا تَلُومُونى وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِىَّ...).[١]
«آنگاه كه فرمان خدا صادر مى گردد: شيطان به گنهكاران مى گويد: خدا به شما وعده حق داد و من نيز به شما وعده كردم و خلف وعده نمودم و هرگز من بر شما سلطه اى نداشتم، جز اينكه شما را دعوت كردم، شما نيز اجابت كرديد، مرا سرزنش نكنيد و خود را ملامت كنيد، من نجات بخش شما نبوده و شما نيز نجات بخش من نيستيد».
با توجه به چنين تصريحى از شيطان، چگونه مى توان گفت كه شيطان بر غير مخلصان و پيامبران سلطه دارد؟ ولى بر آنها ندارد، در حالى كه به حكم اين آيات سلطه اى بر هيچ كس ندارد.
پاسخ: درست است كه در اين آيه شيطان وجود هر نوع سلطه را بر گنهكاران نفى مى كند و خدا نيز آن را بدون رد و انكار نقل مى نمايد و اين نشانه صدق گفتار او است; ولى با اين تصريح، قرآن در جاى ديگر از وجود سلطه
[١] ابراهيم /٢٢.