منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٧
به چنين مقامى نايل آمد.
خلاصه، قيام به وظيفه امامت كه پيوسته با مشكلات گريبانگير، وهمراه با مصايب و نبرد با تمايلات است به سوختگى وساختگى بيشترى نياز دارد و بدون عشق خدايى و فنا در رضاى او امكان پذير نيست از اين جهت اين مقام به ابراهيم در آخرين مراحل عمر او عطا گرديد.
از اين بيان بى پايگى گفتار «المنار» پيرامون جمله (فَأَتَمَّهُنَّ) روشن مى گردد.
وى مى گويد: خداوند پس از بيان آزمون ابراهيم با (كَلِمات) فرمود:(قالَ إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً) از اين كه جمله را بدون «فاء» تفريع آورده و نفرموده: «فقالَ» مى توان گفت كه اعطاى مقام امامت، ارتباطى به آزمون پيشين نداشته است واين كار به فضل و كرم الهى صورت گرفته است.[١]
چنين تفسيرى از شيخ عبده، معلول يك نوع پيشداورى در معارف الهى است شما اگر اين آيه را به دست هر عرب زبانى، بلكه عربى دانى بدهيد، به روشنى مى گويد: ابتلا پيشين و خروج از امتحان به نحو احسن (فَأَتَمَّهُنَّ)سبب شد كه خداوند چنين مقام و موقعيتى را به او ببخشد و آن هنرنمايى معنوى مايه چنين مقامى گرديد.
علت اين كه «عبده» دچار اين گونه تفسير شده، اين است كه وى امامت را به نبوّت تفسير كرده و نبوّت نيز اكتسابى نيست.
بايد يادآور شويم كه: اولاً: «امامت» غير از نبوّت است و ثانياً: درست است كه نبوّت اكتسابى نيست، ولى تا در فرد يك رشته صلاحيت ها و كمالات نباشد، هرگز به مقام نبوّت نمى رسد و كمالات وصلاحيت ها كه محور افاضه
[١] المنار، ج١، ص ٤٥٥.