منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
بنابر اين چون «اِجْتَبيهُ» و برگزيدگى آدم، پس از لغزش بود، از اين جهت نفوذ و وسوسه شيطان در او با آيات ديگر قرآن كه حاكى از عدم نفوذ شيطان در بندگان مخلص است، منافاتى ندارد.
ب. نفوذ شيطان در افراد گنهكار با وسوسه او در آدم تفاوت روشنى دارد، و قرآن در مقام بيان تفاوت اين دو وسوسه از دو لفظ متفاوت استفاده مى كند قرآن در مقام بيان وسوسه شيطان در مردم از لفظ «فى» كه حاكى از نفوذ در قلوب و نفوس است، كمك مى گيرد و مى فرمايد:
(يُوَسْوِسُ فى صُدُورِالنّاسِ) در حالى كه وسوسه شيطان را در آدم با لفظ «لام» (فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ) و يا لفظ «إلى» : (فَوَسْوَسَ إِلَيْهِمَ االشَّيْطانُ)بيان مى كند و براى آگاهان از خصوصيات زبان عربى، تفاوت لفظ «فى»با دو لفظ ديگر روشن است; اوّلى به معنى رسوخ در قلوب و نفوس، دومى به معنى نزديك شدن به انسان است و چيزى كه در پيامبران منتفى است، رسوخ و نفوذ در روح و روان آنان است نه نزديك شدن به آنان، شيطان در روح و روان آنان لانه نمى گيرد، هر چند به آنها نزديك مى شود.
ج. در اين جا پاسخ سومى نيز وجود دارد و آن اينكه شيطان به حكم آيات ياد شده در زير توانايى «تسلط»و «تصرف» در نفوس افراد مخلص راه ندارد، به گونه اى كه زمام زندگى آنان را به دست بگيرد به هر كجا كه بخواهد بكشد و وسوسه از اقسام «تسلط» و «سلطه» بر روح و روان نيست چنانكه مى فرمايد:
١ . (إِنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوِينَ) .[١]
[١] حجر/٤٢.