منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٦
با توجه به موارد استعمال اين كلمه مى توان مفهوم اين لفظ را به شرح زير تحديد كرد: هر انسانى كه نسبت به موضوعى (مضاف اليه) يك نوع انتساب و يا اختصاص و الفت و انسى دارد، به آن «اهل» آن شىء مى گويند: از اين جهت «ابن منظور» در «لسان العرب» مى گويد:«أهل الرجل أخصّ الناس به»: «و خِصّيصانِ هر مردى، اهل او است».
و به ديگر سخن: هر موقع گفته شود: «أهل الرجل» مقصود كسانى است كه به او وابسته بوده و از اتباع ومتعلقان او به شمار مى روند.
روى اين بيان نبايد شك كرد كه اين لفظ داراى مفهوم وسيعى است و همان طور كه فرزندان انسان را شامل است، همچنين همسر و يا همسران او را نيز در بر مى گيرد.
آرى مسلم در صحيح خود از «زيد بن ارقم» روايت مى كند كه پيامبر ميان مكه و مدينه در سرزمين «خم» به سخنرانى پرداخت و كتاب خدا و «اهل بيت» خود را سفارش كرد.
آنگاه كه زيد به روايت خود از پيامبر پايان داد يك نفر به نام «حصين» از وى پرسيد: «اهل بيت» پيامبر كيست؟ آيا همسران او از «اهل بيت» او نيستند؟ وى گفت: نه به خدا سوگند همسر، يك عمر با مرد زندگى مى كند، سپس مرد او را طلاق مى دهد و او به سوى پدر و وابستگان خود باز مى گردد.[١]
البته اين تفسير، ناظر به بيان درجه اعلاى اهل بيت است و اگر از آن صرف نظر كنيم، طبعاً همسران انسان در مدتى كه پيوند زناشويى او با شوهر باقى است، جزو آنان مى باشد.
[١] صحيح مسلم، ج٧، باب فضايل على(عليه السلام) ، ص ١٢٢، جامع الأُصول، ج١٠، ص ١٠٣.