منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥١
و از اين بحث دو نتيجه گرفته شد:
١. مقام امامت پس از پيامبر گرامى، يك مقام تنصيصى است; زيرا يك فرد عادى هر چند از نظر دانش و بينش در رتبه عادى باشد، تا تحت تربيت الهى قرار نگيرد و علوم نبوى را از طريق غيب اخذ نكند، به سدّاين خلأها و رفع اين مشكلات موفق نمى گردد.
٢. تا جانشين پيامبر، از خلاف و گناه، بلكه از خطا و اشتباه و لو در قلمرو امور مربوط به شريعت، معصوم نباشد، هرگز نمى تواند به اين وظايف قيام و اين خلأها را پر كند.
بنابر اين ، تربيت الهى و علوم گسترده و مافوق عادى و عصمت از گناه و لغزش، شرط اساسىِ بيان احكام نوظهور، تفسير مقاصد آيات قرآن، و پاسخ گويى به شبهات واشكالات وصيانت دين از هر نوع تحريف است.
گذشته بر اين، كليه دلايل عقلى كه در عصمت پيامبر مطرح گرديد، مانند: تحقق اهداف بعثت، جلب اعتماد مردم، همگى به نحوى در مورد امام در بينش شيعى حاكم مى باشد. و اگر بخواهيم اين دليل را در قالب عبارت فشرده بريزيم بايد بگوييم: معصوم بودن امام لازمه مكتبى است كه مقام امامت را، ادامه دهنده وظايف رسالت يا ادامه مقام امامت پيامبر تلقّى مى كند و چنين ادامه اى، بدون عصمت امام، امكان پذير نيست.
اكنون وقت آن رسيده است كه همين دليل گذشته را به گونه ديگر و يا به صورت مشروح تر مطرح نماييم و آن اينكه:
با رحلت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) يك رشته خلأهايى در جامعه پديد مى آيد و سدّ اين خلأها بدون وجود امام معصوم امكان پذير نيست.
و به ديگر سخن:اگر پر كردن اين خلأها كه هم اكنون، به شرح آن مى پردازيم لازم و ضرورى مى باشد حتماً بايد با وجود يك امام معصوم پر شود،