منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢١
اين مقام به او بود آنجا كه مى فرمايد:(إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً) و حكومتى كه او تشكيل داد، حكومتى الهى بوده است.
ج. مقام و منصب الهى طالوت در فرماندهى سپاه خلاصه نمى شد، بلكه او مَلِك و زمامدار بنى اسرائيل بود به گواه اين كه مى فرمايد:«مَلِكاً»; هر چند هدف از اين فرماندهى، در آن روز، رهبرىِ بنى اسرائيل در جهاد در راه خدا بود; ولى منصب «الهى» او كارهاى ديگرى را نيز به او اجازه مى داد كه همگى از شئون حكومت مى باشند. به گواه اين كه در آخر آيه مى فرمايد:(وَاللّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ) .
خلاصه، قرآن از «طالوت» به عنوان دارنده ملْك و يا مِلْك(به كسر لام) كه متصدى حكومت و زمامدارى جامعه آن روز بود تعبير مى آورد و بررسى لفظ «ملك» در قرآن اين حقيقت را مسلم مى سازد ولذا فرعون در مقام بيان برجستگى خود بر موسى مى گويد:
(...أَلَيْسَ لى مُلْكُ مِصْرَ وَهذِهِ الأَنْهارُ تَجْرى مِنْ تَحْتى...)[١]
«آيا زمامدارى مصر از آن من نيست و اين چشمه ها از زير كاخ من جريان ندارد؟».
د.مهم ترين شرط در زمامدارى جامعه، گستردگى علم و دانش و قدرت جسمى و بدنى است، بالأخص در زمامدارانِ آن زمان كه لازم بود همراه سپاه در حال نقل و انتقال وحركت و تلاش باشند و توانايى جسمى شرط اساسى بود.
هـ. سر انجام قرآن برمى گردد، در بيان نعمت هايى كه بر بنى اسرائيل ارزانى داشته است مى فرمايد:
(...اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْجَعَلَ فيكُمْ أَنْبياءَ وَجَعَلَكُمْ
[١] زخرف/٥١.