منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٣
وبس. ولى در عين حال، خدا روى مصالحى با اعتماد بر ولايت مطلقه خود، به انسان كاملى كه در نشيب و فراز زندگى آزمون خوبى داده است، ولايتى مى بخشد، و او را امام و پيشوا، ولىّ و سرپرست، مطاع و فرمانده جامعه قرار مى دهد و به مقتضاى كار خود، داراى امر ونهى، تكليف ودستور و به صورت مستقل «واجب الاطاعه» مى شود.
شكى نيست كه چنين مقامى، غير ازمقام نبوّت و رسالت است كه در اخذ وحى و ابلاغ دستورهاى خدا خلاصه مى گردند، در حالى كه اگر به مقام امامت رسيد به مقام ديگرى ارتقا يافته و عهده دار اداره جامعه و تنظيم امور امت خود مى گردد.
در نبوت و رسالت مجرد از امامت، اطاعت رسول، عين اطاعت خدا بوده و هرگز دو نوع اطاعت وجود ندارد، ولى آنگاه كه به مقام امامت مفتخر گرديد، با جعل و نصب الهى، داراى امر ونهى مى گردد وحق اطاعت مستقل پيدا مى كند; اينك شواهدى از قرآن بر چنين تفسير:
گواه از قرآن
يهود براى بازدارى مشركان از پيروى پيامبر گرامى، به مشركان گفتند كه آيين بت پرستى بهتر از آيينى است كه محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)شما را به آن دعوت مى كند و خدا گواهى آنان را چنين نقل مى كند:
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ أُوتُوا نَصيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤلاء أَهْدى مِنَ الَّذينَ آمَنُوا سَبيلاً).[١]
[١] نساء/٥١.