منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٨
مردم به كمال و سعادت و متصرفان در قلوب و ارواح مى باشند و مردم در حوزه هدايت تكوينى آنان قرار مى گيرند، امام مى باشند.
پايه استوارى اين نظريه
در اين كه برخى از شخصيت هاى والا مى توانند علاوه بر هدايت تشريعى، داراى هدايت تكوينى گردند سخنى نيست هر چند اثبات آن ، نياز به دليل قطعى دارد; ولى تفسير امام به كسى كه داراى چنين هدايت تكوينى است شاهد روشن ندارد; زيرا:
اوّلاً: درست است كه قرآن پس از جمله (وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً) مى فرمايد: (يَهْدُونَ بِأَمْرِنا) ولى جمله اخير ناظر به توصيف و ثناى آنهاست، وبيانگر اين است كه آنان وظيفه هدايت را كه به فرمان خدا بر دوششان نهاده شده است، به نحو احسن انجام مى دهند و در اين مورد كوچك ترين خطايى به گواه اين كه در ذيل آيه سوره انبياء مى فرمايد:(وَكانُوا لَنا عابِدينَ) :«آنان نسبت به ما خاضع و فرمانبردار هستند» و در ذيل آيه سجده مى فرمايد:(وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ) : «به آيات ما ايمان داشتند»، نه اين كه آنان به فرمان تكوينى خدا (بأمرنا) به تزكيه و تصفيه قلوب مى پردازند.
خلاصه، آيه در صدد توصيف و ستايش آنهاست، نه در صدد بيان تعريف امامت.
احاديثى كه از امام صادق (عليه السلام) رسيده است، نظريه ما را تأييد مى كند. امام صادق (عليه السلام) پس از آيه (وَجَعَلْناهُمْ ... يَهْدُونَ بِأَمْرِنا) فرمود:
«لا بِأَمْرِ النّاسِ يُقَدِّمُونَ أَمْرَ اللّهِ قَبْلَ أَمْرِهِمْ ، وَحُكْمَ اللّهِ قَبْلَ حُكْمِهِمْ»[١].
[١] بحار الأنوار، ج٢٤، ص ١٥٦، چاپ دار الكتب الاسلاميه.