منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤
از آنجا كه سليمان از خداوند حكومتى را درخواست كرد كه در آن باد و دريا و شياطين در اختيار او قرار گيرند، و چنين حكومتى شايسته انسانهاى عادى وغير معصوم نيست، ازاين جهت عرض كرد: حكومتى به من بده كه شايسته كسى پس ازمن نباشد ومقصودش انسانهاى عادى بود، نه انسانهاى معصوم وپاكى مانند پدرش «داوود»; زيرا درخواست چنين اختصاصى، در حالى كه افراد ديگرى با او همشأن و هم ملاك مى باشند، درخواست غير صحيحى است كه شايسته مقام انسان كامل نيست تا چه رسد به پيامبران!
و به ديگر سخن: او ملك وحكومتى خواست كه نشانه نبوت و رسالت او باشد وجايگزين معجزات پيامبران گردد، بنابر اين اگر مى گويد:(لا يَنْبَغِى لأَحَد مِنْ بَعْدى)مقصود وى كسانى است كه در قلمرو نبوت او قرار مى گيرند، نه همه انسانهايى كه تا روز قيامت گام بر روى زمين مى نهند، هر چند بسان او معصوم و پيراسته از گناه باشند و از آن ،جز به عنوان ابزار بسط عدالت وآيين توحيد بهره اى نگيرند.[١]
[١] تنزيه الأنبياء، ص ١٠٠، الميزان، ص ١٧، ص ٢٠٥.