منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٦
گناهكارى بودند».
(وَلَمّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنّا الرِّجْزَ لَنُؤمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنى إِسْرائيلَ) .[١]
«هنگامى كه عذاب بر آنها مسلط گرديد، گفتند: اى موسى! از خدايت بخواه، به عهدى كه با تو كرده وفا كند، اگر اين بلاها را برطرف سازد ما ايمان مى آوريم و بنى اسرائيل را آزاد مى سازيم».
(فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَل هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ).[٢]
«وقتى عذاب را از آنان به مدت معينى برطرف كرديم، ناگهان پيمان شكنى كردند».
خلاصه: چيزى كه قوم يونس را از اقوامى مانند فرعون جدا مى سازد، اين است كه قوم يونس از مشاهده عذاب پند گرفتند و فوراً ايمان جدى آوردند ولى قوم فرعون، كبر ورزيدند و از در خدعه و حيله وارد شدند، همان طور كه در آيه مربوط به آنان بيان گرديد، آنان وعده ايمان دادند ولى به وعده خود وفا نكردند، و لذا همگى در دريا غرق گرديدند به گونه اى كه اگر نجات مى يافتند، باز به سوى كفر مى رفتند همچنان كه پس از برطرف شدن عذاب نخست، به وعده خود عمل نكردند و به سوى كفر رفتند.
بنابر اين، ايمانِ در حالِ رؤيتِ عذاب بر دو نوع است:
الف. ايمان اختيارى
مشاهده علايم عذاب پرده هاى جهل و كبر را آنچنان مى درد كه فضاى
[١] اعراف/١٣٤.
[٢] اعراف/١٣٥.