منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٨
اختيارى مردم است كه در اصطلاح به آن خواست، اراده تشريعى مى گويند، ولى خواهان ايمان اجبارى مردم نيست كه در اصطلاح به آن اراده تكوينى مى گويند، البتّه در مقابل خواست تكوينى او چيزى مقاومت نشان نمى دهد. و چيزى از آن تخلف نمى ورزد پس روشن است كه: ايمان نشأت گرفته از اراده تكوينى; ايمانى اجبارى بوده و ايمان اجبارى كاملاً بى ارزش است.
٢. آيا رفع عذاب تكذيب يونس نبود؟
شكى نيست كه خدا، رسولان خود را پيوسته كمك مى نمايد، و هرگز مقدمات «تكذيب» آنها را فراهم نمى سازد و اگر به يكى از اولياى الهى از ناحيه غيب گزارشى دهد، و آن گزارش صورت نپذيرد، در انظار مردم يك نوع تكذيب به شمار مى رود ولى در اخبار و روايات موارد انگشت شمارى وارد شده كه گزارش اولياى الهى انجام نگرفته و در عين حال مايه تكذيب آنان نشده است; زيرا قراينى در متن قضايا بر صدق گفتار آنها گواهى داده و علّت عدم وقوع را روشن ساخته است.
و در مورد سرگذشت يونس، طلايع عذاب و نشانه هاى آن بر قوم يونس آشكار گرديد و همگى مطمئن شدند كه اگر چاره اى نينديشند، بلا و عذاب آنان را فرا خواهد گرفت و گزارش غيبى يونس تحقق خواهد پذيرفت از اين جهت به شيوه اى كه عالم آن قوم تعليم داده بود به تضرع و زارى و جدا كردن مادران از فرزندان پرداختند و رحمت خدا را با اعمال خود جلب كردند و به مفاد اين آيه تجسّم و عينيت بخشيدند:
(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرْى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ...) .[١]
[١] اعراف/٩٦.