منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٨
توضيح اينكه: آيه ماقبل (وَراوَدَتْهُ الَّتى) بيانگر كشمكش طرفين است و اينكه ميل و درخواست از يك طرف و ردّ و امتناع از طرف ديگر به اوج خود رسيد; ولى هرگز دو مطلب مهم كه آيه دوم وسوم بيانگر آن مى باشد در آن بيان نشده است و اين دومطلب عبارتند از:
١. علت اين امتناع چه بود؟
٢. چگونه يوسف از «مخمصه» نجات يافت؟
قرآن براى بازگويى اين دو مطلب، بار ديگر بر مى گردد و اصل مسأله را مجدداً به عنوان مقدمه مطرح مى كند تا بتواند آن دو مطلب را بيان كند و ـ لذا ـ پس از جمله: (هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها) هر دو را متذكر مى گردد.
درباره موضوع نخست (علت امتناع او) مى فرمايد:
(لَوْلا أَنْ رَآى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشاءَإِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ).
ودرباره موضوع دوم مى فرمايد:
(وَاسْتَبَقَا الْبابَ وَقَدَّتْ قَميصَهُ مِنْ دُبُر...) .
«هر دو به سوى درب دويدند و پيراهن يوسف از عقب دو نيم گرديد».
همان طور كه ملاحظه مى فرماييد: تكرار مسأله و اينكه، «عزم» و تصميمى از ناحيه همسر عزيز صورت گرفت، به خاطر بيان دو مطلب مهمى است كه خواننده داستان در انتظار آن به سر مى برد و بازگشت به اصل موضوع، به خاطر بيان نتايج يك كار رايج است.
نويسنده وجه ديگرى براى تأييد نظريه «عبده» افزوده است و آن اينكه: اگر بگوييم مقصود از «هَمَّ» در دو مورد، همان زد و خورد است در اين صورت لفظ «سُوء» و «فحشاء» در آيه دو معناى متغاير خواهند داشت و مقصود از