منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٦
كشيدن شمشير و ريختن خون ها كه شأن جباران و ستمگران است، نيست، بلكه اعطاى ولايت الهى است بر تنظيم امور و حفظ نظام.
اين ملك عظيم وراىِ نبوّّت و رسالت است هر چند در ظرف عمل از شعاع آن بيرون نيست.
اگر در عصر كنونى از شنيدن لفظ «مُلْك» و «مَلِك» (به كسر لام) مو بر بدن انسان راست مى شود به خاطر اين است كه بشر در طول تاريخ از مُلْك و مَلِك هاى عادى جز خون ريزى و غارتگرى، استكبار و استضعاف، چيزى نديده است; ولى اگر رشته حكومت و تدبير كشور و نظام امت در دست افراد صالح و برگزيده قرار گيرد و دارندگان ولايت الهى، به تصرف در امور بپردازند، در اين صورت وضع جامعه انسانى به گونه اى ديگر مى شود.
در روايات اسلامى «مُلْكٌ عظيمٌ» به طاعت مفروض و لازم تفسير شده است.
اينك برخى از آن روايات را يادآور مى شويم:
كلينى به سند صحيح از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه مقصود از «كتاب» نبوت و مقصود از «حكمت»، قضا وداورى ومقصود از «ملك»، طاعت لازم است.[١]
حسين مختار از امام باقر (عليه السلام) نقل مى كند كه مقصود از (وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً) ـ «الطّاعَةُ المَفْرُوضَةُ»[٢] «طاعت لازم است».
جلال الدين سيوطى متوفاى ٩١١ در كتاب «الدر المنثور» از كتاب موفقيات زبير بن بكار نقل مى كند كه معاويه به ابن عباس گفت: فرزندان
[١] كافى، باب «انّ الأئمّة ولاة الأمر»، ص ٢٠٦، حديث ٢.
[٢] كافى، ج١، باب فرض طاعت، ص ١٨٦، حديث ٤، چاپ دار الكتب الاسلامية.